امنیت ملی صهیونیستی ، واقعیت یا توهم ( بخش هفتم )

” شائول موفاز ” وزیر سابق جنگ صهیونیستی پیشتر ادعا کرده بود که جنبش های مقاومت اخیرا به موشک های ضد هواپیمای استرلا ، رسیده اند ، منابع ارتش صهیونیستی گفتند که سطح تهدید موشک های ” ام ای 18 ” بسیار بیشتر از خطر موشک های ” استرلا ” می باشد .
نتیجه این عوامل است که امنیت صهیونیستی را تهدید می نماید، اندیشه امنیتی صهیونیستی در زمینه اجرای سیاست مسلح سازی در چارچوبی است که همسو با تهدیدات و خطرات جدیدی است که رژیم با آن مواجه می باشد .
این موضوع مبتنی بر سامانه پدافند ” موشکی و هوایی ” است با گذر از مفهوم زمین که به عقیده اندیشمندان استراتژیک صهیونیست دارای اهمیت در زمینه تامین امنیت صهیونیستی است ، به آن اندازه که موشک های دوربرد ، برای صهیونیست ها مهم بوده است و سبب افزایش نگرانی آنان شده است که در سایه نگرانی طراحان جنگی صهیونیست نسبت به نزدیک شدن خطر موشک های ایرانی است .
آنان معتقدند که این موشک ها دارای تاثیر اساسی در تفکر استراتژیک صهیونیستی است ، آزمایش شلیک موشک ایرانی ( شهاب 3 ) و نمایش آن در رژه نیروهای مسلح ایران در تهران در سال 1998 ، واکنش شدید ، رژیم صهیونیستی را در آن زمان به همراه داشت به خصوص هشدار وزیر دفاع ، وقت ایران که به پاسخ ، بسیار قوی به هر حمله تل آویو تهدید نمود .
دعوت برای حمله های بازدارنده به ایران توسط ” افرایم سنیه ” و ” عوزی لانداو ” اعضای کمیته خارجی و امنیت کنست مطرح شده است ، گزارش های جنگی صهیونیستی حاکیست که ایران در سال های آتی به موشک های دوربرد خواهد رسید که قادر به حمل کلاهک های اتمی و ضربه به عمق رژیم صهیونیستی ، خواهد بود .
نگرانی رژیم صهیونیستی نسبت به توانمندی ایران ، برای تولید بمب اتمی هر روز افزایش یافت و حتی رژیم اقدام بین المللی نمود تا پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت ارائه دهد ، منابع سیاسی بعید ندانستند که رژیم صهیونیستی اقدام به حمله به مراکز اتمی ایران نماید .
از این مسیر خطر موشک های دور برد به چالش های جدید نظریه امنیت رژیم صهیونیستی آشکار می شود از این موضوع که دشمن قادر به حمله به عمق صهیونیستی است که از این پس در مرز صهیونیستی نمی باشد .
لذا پیشگیری از هر جنگ امکان پذیر بر اساس مفهوم ایجاد شده در سال های پس از ، جنگ دوم خلیج فارس و آزمایش های موشکی ایران سبب شد ارتش صهیونیستی سطح آمادگی خود را برای مقابله با خطر این موشک ها از طریق سامانه موشک های پدافندی برای مواجهه ، با موشک قبل از رسیدن به عمق صهیونیستی افزایش دهد .
فصل دوم
مراحل تحول نظریه امنیت ملی صهیونیستی
مرحله اول ، از تاسیس رژیم تا جنگ اکتبر 1973 .
مرحله دوم ، جنگ اکتبر 1973 تا جنگ خلیج فارس .
مرحله 3 ، جنگ خلیج فارس در سال 1990 تا انتفاضه اقصی 2000 .
مرحله چهارم ، انتفاضه اقصی سال 2000 تا زمان حاضر .
چارچوب تحلیلی نظریه امنیت صهیونیستی در سند هرتسلیا .
فصل دوم
مراحل تحول نظریه امنیت رژیم صهیونیستی .
مرحله اول ، دوره تاسیس رژیم تا جنگ 1973 .
نظریه امنیتی صهیونیستی این فرض را دارد که رژیم در معرض خطری است که موجودیتش را از سوی کشورهای عربی ، تهدید می نماید ، رژیم صهیونیستی هم پیمانانی مخلص ندارد که بتواند برای مقابله با این خطر از آنان کمک دریافت نماید .
مسئولین امنیتی رژیم صهیونیستی بر اساس این دو فرضیه ، نظریه امنیتی شان را بر اساس اصل اعتماد بنا نهادند و قبل از هر چیز بر قدرت ارتش صهیونیستی و نه بر اساس ، سازش های سیاسی یا هم پیمانان خارجی است ، جایگاه ارتش در زمینه تامین امنیت صهیونیستی ضد خطرات دارای اهمیت ویژه درنظریه استراتژی امنیت ملی صهیونیستی می باشد .
از هنگامه جنگ 1948 استراتژی امنیتی بر اساس اصل دفاع طراحی شد که حفظ وضع فعلی و بازدارندگی طرف دیگر نسبت به جنگ بود اما سطح تاکتیکی هنگام اقتضا که نزد این استراتژی نظریه جنگی هجومی است یعنی انتقال جنگ به خاک دشمن و حمله مسبق تا حد امکان .
دیوید بن گوریون گفت که خطرناکترین دشمن امنیت رژیم صهیونیستی ، روتین فکری مسئولین این امنیت است .
وی افزود که رژیم صهیونیستی اگر برای دومین بار به جنگیدن مجبور شود مانند گذشته نخواهد جنگید بلکه در آینده خواهد جنگید چون آن چه که در گذشته موفق بوده ضرورتا در آینده موفقیت آمیز نخواهد بود و با دوره بعدی همسویی نخواهد داشت .
آن چه که بن گوریون را به این ایده هدایت ساخت درک وی نسبت به این مساله بود که شماری از فرماندهان ارتش صهیونیستی واقعا ترجیح میدهد با میراث پیروزی هایشان همزیستی داشته باشند و اعتقاد ندارند که وقت فعلی آن را اقتضا می نماید .
وی سپس در یکی از نشست های خود ، به آنان پاسخ داد که دفاع محلی ، ثابت موضوع مهمی در زمینه دفاع مان نیست پس باید ببینیم مشکل امنیت و شیوه دفاع خود را به شکلی جدید ، بررسی نماییم نه دفاع محلی بلکه منطقه ای ، دفاع ثابت نیست بلکه دفاع دینایکی است ، امنیت فقط نقاط نیست بلکه امنیت شهرک ها و ارتباطات ، نیز هست .
بن گوریون پس از آن تصریح نمود که اصطلاحات دفاعی که ما آن را در گذشته دنبال ، می نمودیم الان قدیمی و دمده شده است ، وضع از اساس تغییر یافته است ، ما به این تغییر احساس نمی کنیم که فقط ناشی از اندیشه روتین باشد ، ما نیازمند نظریه جدید هستیم که از طریق آن وضع فعلی را بررسی نماییم و تمام تغییراتی را که در آن ایجاد می شود . آریل لویتا ، نظریه جنگی صهیونیستی ، دفاع و هجوم .
منابع نظریه امنیتی
به اعتقاد من ، ما باید در این فصل ، به انگیزه های مادی اساسی برای بررسی نظریه امنیتی بپردازیم ، و برای اهداف توضیح ، فرض کنیم که انتخاب این نظریه ناگهانی نیامده است یا اینکه سرچشمه ای از غریزه تفکر مفرط برای تقلید یک ارتش بیگنانه هر چه باشد ، نیست .
این بحث درباره منابع نظری مجموعه فرضیه ها و ارزیابی های جمع شده از منابع مختلف است که در سطوح سیاسی و جنگی صهیونیستی تبلور یافته است و همه کارشناسان درباره موفقیت نسبی آن اذعان دارند ، از نواحی جغرافیایی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی طراحی شده و نیازها ، چالش ها و شرایط منطقه که رژیم صهیونیستی ، از آن بهره مند می باشد .
سنگ بنای نظریه امنیتی صهیونیستی را می توان در فرضیه های اساسی تدوین شده توسط ” دیوید بن گوریون ” یافت .
این فرضیه اساسی میان فرضیه هایی است که می گوید ( موجودیت رژیم صهیونیستی از طرف ، دشمنان اطراف آن ، در معرض خطر قرار دارد که آرزوی نابودی آن به هر وسیله را دارند ، به این معنا ، که خطر ، برای ما خطر ماهیتی است ) .
بن گوریون این فرضیه را در مناسبت های مختلف تکرار کرد ، برخی از سخنان وی را برگزیده ایم تا آن را تحلیل یا بررسی نماییم .
پایان بخش هفتم