صد سال جنایات صهیونیستی ( بخش اول )

2 اکتبر 1917 ، آرتور جیمس بالفور ، وزیر امور خارجه بریتانیا اعلامیه مشهورش را منتشر کرد که در تاریخ بشر مدرن بی نظیر بود ، اعلامیه اعطای حق به اشخاصی که حق ، ندارند به آنها داده شود ، بریتانیا این حق را به یهودیان داد که میهن ملی برای خود در فلسطین ایجاد نمایند آن هم بر مبنای سخن دروغین ” سرزمین بدون مردم برای مردم بدون زمین ” ، پس از این اعلامیه که صد سال از آن گذشته است ، هزاران جنایت و قتل عام علیه مردم فلسطین توسط باند های صهیونیستی انجام شده است .
با تجهیزات ارتش صهیونیستی و حمایت جامعه قبل از آن که به ، سازمان ملل متحد تبدیل شود که در باره نقض و جنایات اشغالگر صهیونیستی سکوت نمود آن هم ، علیه مردم منطقه ، به منظور تحقق اعلامیه شوم تا با نیروی ، سلاح به مردم فلسطین تحمیل شود .
ما از پرونده « 100 سال جنایات اشغالگر » خبر می دهیم ، چگونه اعلامیه بلفور آغاز شد و جنایات « باندهای صهیونیستی » ضد مردم فلسطین برای رسیدن به آن و تبدیل آن به واقعیت و پلید ترین کشتار توسط اشغالگر صهیونیستی ضد مردم فلسطین و یا مردم منطقه، به منظور تثبیت ستون های رژیم اشغالگر صهیونیستی انجام شده است .
هدف این پرونده تلاش برای یادآوری جنایات و قتل عام توسط اشغالگران نه تنها علیه مردم فلسطین بلکه ضد بشریت می باشد ، و همچنان به ارتکاب روزانه آن ، چه در قدس یا کرانه باختری یا در نوار غزه می پردازد تا این نقاب باطل و دروغ ، ور افتد که رهبران اشغالگری صهیونیستی می کوشند آن را در میان حامیان خود در رسانه ها ترویج نمایند و تلاش های جهانی برای به تصویر کشیدن غاصبان این سرزمین و عوامل کشتار به عنوان قربانی و اینکه تروریست و تجاوزگران به زمین و مرتکبین جرایم و قتل عام قربانیان همه قربانی ، هستند ، آنان که ادعای بشردوستی دارند با این اشخاص همدردی می نمایند مانند صحنه های هالیوود که بر اراضی سرخپوستان با زور اسلحه و صدها جنایت ضد بشری مستولی شدند سپس آن را به شکلی تصویر نمودند که گویی از خود دفاع نموده اند .
اعلامیه بالفور ، ستون اول رژیم اشغالگر صهیونیستی به نام اسرائیل ، بود که آن را به رسمیت شناخت ، این مانند پاداشی از سوی حکومت انگلستان بود برای نقش شیمیدان صهیونیست ها ، حییم وایزمن در خدمت بریتانیا در جنگ که به بریتانیا برای استخراج ماده استون کمک کرد که در تولید مهمات استفاده می شود آن هم از طریق عناصری غیر از چوب ، مانند دانه و ذرت، که ” لوید جرج ” نخست وزیر سابق بریتانیا در خاطراتش درباره آن گفت و این بزرگترین مشکل انگلستان در زمان جنگ را حل نمود .
وایزمن متقاعد شده بود که امید تشکیل رژیم صهیونیستی به پیروزی متفقین آن زمان بستگی داشت پس هر پاداش برای کار خود را ، نپذیرفت با این شرط که بریتانیا کاری برای سرزمین ملی یهودیان انجام دهد . وی بالفور را خطاب قرار دارد و تاکید نمود که بریتانیا می خواهد یهودیان را جذب کند آن هم در کشورهای همسایه ، آنها به خاطر خشم از روسیه متمایل ، به آلمان بودند و این بر اعلامیه بالفور تاثیر گذار بود .
این اعلامیه توسط آرتور جیمس بالفور ، وزیر امور خارجه بریتانیا در کابینه دیوید لوید جورج در تاریخ 2 نوامبر 1917 ، به لرد روچیلد ، یکی از رهبران سازمان صهیونیست جهانی ، بعد از سه سال مذاکرات بین حکومت بریتانیا از یک ، سو و یهودیان بریتانیا و سازمان صهیونیسم جهانی ، ا سوی دیگر اعطا شد که از طریق آن صهیونیست ها توانستند بریتانیا را نسبت به توانایی شان در زمینه تحقق اهداف بریتانیا ، و حفظ منافع آن در منطقه ، متقاعد سازند .
متن نامه این است ، عزیزم لرد روچیلد ، حکومت پادشاه با دیده عطوفت به ایجاد ، یک میهن ملی برای یهودیان در فلسطین می نگرد و هر گونه تلاش برای تسهیل این هدف را انجام خواهد داد .
وی افزود ، باید به وضوح متوجه شویم که اقداماتی انجام نخواهد شد که بتواند حقوق مدنی و مذهبی جوامع غیر یهودی که در حال حاضر در فلسطین ساکن هستند، را متزلزل سازد . من از اینکه هیات های صهیونیستی نسبت به این بیانیه اطلاع یابند ، سپاسگزار خواهم بود .
حکومت انگلستان متن اعلامیه بالفور را به اطلاع ویلسون ، رئیس جمهور ایالات متحده رساند ، و با محتوای آن قبل از انتشار موافقت نمود ، و توسط فرانسه و ایتالیا رسما در سال 1918 به تصویب رسید ، و توسط ویلسون، رئیس جمهور آمریکا رسما و علنا در سال 1919 تایید شد ، و همچنین ژاپن در روز 25 آوریل سال 1920 ، شورای عالی نیروهای متفقین توافق در کنفرانس « سان ریمو » متعهد شد به قیمومیت انگلستان به فلسطین وفادار بماند ، و این که اعلامیه بالفور همانطور که در ماده دوم قیمومیت 24 ژوئیه در 1922آمده است ، اجرایی شود ، سپس شورای جامعه ملل پیش نویس آن را تایید نمود که 29 سپتامبر 1923 اجرایی شد ، بنابراین می توانیم بگوییم که اعلامیه بالفور اعلامیه ای غربی و نه بریتانیایی بود .
حکومت انگلستان به ارتش خود در فلسطین دستور داد که از دستورات کمیته یهودی که در زمان ریاست حییم وایزمن ، جانشین هرتسل ، به فلسطین وارد شده بود، اطاعت کند . همچنین اقدام به تحویل ، مهاجرین یهودی از روسیه و اروپای شرقی به فلسطین نمود و حمایت و پشتیبانی لازم را برای آنان فراهم ساخت .
یهودیان توانستند از این قصه پردازی آرتور بالفور که به خاطر نزدیکی آن به جنبش صهیونیستی و سند قیمومیت معروف بود و قطعنامه مجمع عمومی 1947، که فلسطین را برای تحقق بخشیدن به رویای خود جهت تاسیس رژیم صهیونیستی در 15 مه 1948 بهره برداری نمود ، و عضویت آن در سازمان ملل متحد تحت فشار ایالات متحده که به این شکل ، اولین ، رژیم در تاریخ سیاسی جهانی است که در سرزمین دیگران ایجاد شد و از حمایت بین المللی برخوردار خواهد شد که مرکز آن منطقه است ، پس از آن اقدام به گسترش و بلعیدن بیشتر سرزمین های فلسطینی و عربی و بی رحمی ضد بقیه مردم فلسطین نمود .
پس از آن مهاجرت یهودیان از نقاط مختلف جهان استمرار یافت و بیشتر از 70 ملیت از مصر ، یمن ، حبشه ، عراق ، هند ، اروپا ، روسیه ، آمریکا و دیگر کشورهای جهان در بوته یهود ذوب شد ، در سال 1948 تعداد یهودیان از پنجاه هزار تا ششصد افزایش یافت و در سال 1948 تعداد یهودیان از 50 هزار نفر تا 650 هزار نفر افزایش و مهاجرت ادامه یافت .
ابتدای قرن گذشته و به طور خاص در سال 1909 اولین باندهای صهیونیستی تروریستی تحت نام «هاشومر» که در زبان عربی به معنای نگهبان است ، جهت گسترش سکونت صهیونیست ها در سرزمین های فلسطینی ایجاد و با نیروی اسلحه حفظ شد تا در واقع هسته اولیه بسیاری از « باندهایی » باشد که بعدها برای رسیدن به همان هدف و تحقق آن تاسیس شدند .
از طریق حملات تروریستی مانند شیوه گروه تروریستی داعش به هتل ها و اجتماعات ، ترور رهبران و روشنفکران و یا قتل عام علیه مردم فلسطین که موجب صدها شهید و هزاران زخمی شد ، تمام این جنایات، عملیات ها و حملات تروریستی با هدف غصب خاک فلسطین بود .
همانطور که برای انجام آن در لیبی ، سوریه و عراق داشت و همچنین با تأسیس رژیم صهیونیستی و یا تبدیل اعلامیه بالفور به یک واقعیت تحمیل شده توسط نیروی تروریسم ، سلاح و قتل ، با کمک اشغالگری بریتانیا که در آن زمان تاسیس رژیم ، صهیونیستی را به عنوان بهترین مدافع منافع خود و بهترین متحد در منطقه یافت ، همانطور که ایالات متحده آمریکا از گروه تروریستی داعش برای تحقق اهداف خود در منطقه برای گسترش هرج و مرج و تکه تکه نمودن کشورهای منطقه استفاده نمود .
پایان بخش اول