صد سال جنایات صهیونیستی ( بخش چهارم )

مثله نمودن اجساد شهیدان قتل عام دیر یاسین
دیر یاسین یک روستای عربی فلسطینی است که در حدود 6 کیلومتری غرب شهر قدس واقع شده است و جمعیت آن در سال 1948 میلادی 750 نفر و شمار خانه های آن 144 بود .
صبح جمعه 9 آوریل 1948 میلادی صهیونیست های ارگن و اشترن دو گروه تروریست صهیونیستی به این روستا حمله کرده و آن را منهدم ساختند ، ساکنانش را کشتند و اشغال نمودند . این دستور فرمانده هاگانا در قدس دیوید شلتیئیل ، انجام شد که به آنها گفته بود که این عملیات بخشی از طرح هاگانا است .
9 آوریل 1948 میلادی ، صد و بیست عضو اشترن و ارگن حمله خود را به روستا انجام دادند و پس از قتل ، در خیابان های روستا به شادی پیروزی خود پرداختند و خاطر کشتن زنان بی گناه ، کودکان و سالخوردگان . آنان مانند آدمکشان اجساد قربانیان را در چاه روستا انداختند ، شمار شهدای این کشتار 245 شهید بود .
بمب گذاری خانه های روستای قالونیا
روستای قالونیا در جاده قدس – یافا بود در سال 1931
جمعیت آن 632 نفر ، تعداد خانه های 156 ، دارای مسجد و خانه های سنگی بود ، 4 / 12 / 1948 نیروهای پالماخ به روستای
مزبور کنار قدس حمله کردند . هری لوین ( یهودی انگلیسی که همراه پالماخ وارد روستا شده بود ) ، گفت که روستا مانند آتشفشان شورش و تیراندازی بی هدف بود 14 نفر را خود مشاهده نمود که کشته شدند ، البته رقم بیشتر از آن بود .
60 شهید در روستای ناصر الدین
جمعیت آن در سال 1945 میلادی 90 نفر بود و تعداد خانه های آن در سال 1931 میلادی 35 بود . در یک تپه مشرف به دریای طبریا واقع شده است، و ساکنان آن دامدار بودند و کشاورز که مساحت اراضی آن 4172 دنم بود .
صهیونیست ها روستای مزبور را برای نابودی انتخاب نمودند تا در اهالی شهر صفد و روستاهای اطراف آن وحشت ایجاد نمایند که اولین روستاهای بخش صفد بود که نابود شد .
روزهای 12 و 13 آوریل ، دو گروه از تیپ گولانی بسیاری از خانه ها را نابود کردند و بقیه را سوزاندند . 10 روستایی کشته شدند، همه آنها زنان و کودکان بود . پس از قتل عام ، برخی از روستاییان در خانه های خود باقی ماندند ؛ اما گروه های صهیونیستی آنها را مجبور به ترک خانه های خود نمودند که روز 23 آوریل ، بود ، تاریخ 14 / 4 / 1948 ، گروه های ارگن و اشترن ، نیرویی را با لباس عربی به روستای ناصر الدین در جنوب شهر طبریا فرستادند و آتش را روی جمعیت گشودند که 50 نفر شهید شدند .
تعداد جمعیت روستا 90 نفر بود .
ناگهانی نیست که جنایات و حملات سازمان تروریستی داعش ، به شیوه جنایت و قتل عام باندهای صهیونیستی است مانند خودروی بمب گذاری شده در بازار یا مقابل مساجد یا تجمع های سکنی ، و چه از طریق کشتن و مثله کردن بدن شهید ، جنایات صهیونیستی نشان می دهد که گروه تروریستی داعش استمرار باندهای صهیونیستی برای تحقق اهداف رژیم صهیونیستی در منطقه است که در بخش بعدی ما همچنان به شرح جنایت های گروه های صهیونیستی علیه مردم فلسطین قبل از 1948 می پردازیم .
ارتش صهیونیستی روز 26 مه 1948 پس از اعلام رسمی جامعۀ بین المللی درباره تشکیل رژیم پس از 12 روز ، تاسیس شد . این با اتحاد گروه های صهیونیستی بود که در بخش های قبلی جنایات آنان علیه روستاهای فلسطینی را گفتیم که منجر به شهادت هزاران نفر از اعراب و فلسطینی ها شده بود . ارتش صهیونیستی مرحله جدیدی از جنایات را آغاز کرد که تا زمان حاضر ادامه دارد . در ادامه مطلب ما پلید ترین قتل عام های ارتش صهیونیستی ضد مردم فلسطین و ، ملت عرب و بشریت را مرور می نماییم .
قتل عام روستای شرفات و منفجر ساختن خانه های آنها
ساعت 3 صبح روز 7 فوریه 1951 ، سه خودرو از قدس به حدود سه و نیم کیلومتری خط راه آهن در جنوب غربی شهر وارد و از آنجا حدود سی سرباز صهیونیست از آن پیاده شدند ، آنها از خط مرزی عبور کردند و از تپه به طرف روستای در کرانه غربی و نزدیک قدس در فاصله حدود پنج کیلومتری رفتند .
آنان سیم خاردار را در اطراف شهر قطع و خانه ی کدخدای روستا را محاصره کردند و دستگاه های انفجاری را در دیوارهای آن و دیوارهای مجاور خانه قرار دادند ، آنها با پوشش آتش همکاران خود علیه روستا و اهالی آن رفتند که به خاطر آن سه زن ، پنج کودک شهید و هشت نفر زخمی شدند که همه آنها زنان و کودکان بودند .
قتل عام بیت لحم در سالگرد تولد مسیح
در شب تولد عیسی مسیح جوامع مسیحی شرقی ، 26 ژانویه 1952 ، یک گشتی صهیونتیستی ، خانه ای نزدیک روستای بیت جالا در حدود دو کیلومتری شهر بیت لحم را منفجر کرد ، که منجر به شهادت صاحبخانه و همسرش شد . سپس یک گشتی دیگر به خانه دیگری ، در یک کیلومتری شمال بیت لحم ، نزدیک به صومعه روم شرقی ارتدکس در مارالیاس نزدیک شده بود .
این گشتی به طرف خانه تیراندازی کرد و به طرف آن نارنجک پرتاب نمود ، صاحب خانه، همسر همراه با دو فرزندش شهید و دو کودک دیگر زخمی شدند . همان شب یک گشتی سوم وارد منطقه بدون سلاح در اللطرون شد و
از فاصله سه کیلومتری تا پانصد متری روستای عمواس رفت و به طرف آن تیراندازی نمود .
29 ژانویه 1953 یک نیروی سری از 120 تا 130 سرباز به روستای فلمه العربیه در کرانه غربی حمله کرد . این روستا توسط خمپاره هدف واقع شد ، بعضی از خانه های آن ویران و 9 عرب شهید و 20 نفر زخمی شدند .
20 شهید در قتل عام اردوگاه البریج
28 اوت 1953 ارتش صهیونیستی به اردوگاه پناهندگان البریج در نوار غزه حمله کرد و 20 تن را به شهادت رساند و 62 تن دیگر را زخمی نمود.
70 شهید در قتل عام قلقیلیا
10 اکتبر 1953 ، اهالی قلقیلیا مشتاق بودند که پول ، اسلحه و مهمات برای جهاد علیه صهیونیست ها خریداری نمایند . درگیری ها بین آنها و دشمنشان متوقف نشد . صهیونیست ها از شکست شان در شکستن شوکت اهالی روستا عصبانی بودند ، به طوری که موشه دایان در جلسه ای در مرز گفت: پس از درگیری ژوئیه 1953) ، من شهر قلقیلیا را شخم خواهم نمود .
ساعت 9 بعد از ظهر 10 اکتبر 1953 ، ارتش صهیونیستی، با نیروی پیاده نظام و زرهی ، که توسط توپخانه و حدود 10 جنگنده پشتیبانی می شد، سیم های تلفن را قطع و برخی از جاده ها را مین گذاری نمود ، همزمان یک نیروی عظیم در شهرک های نزدیک در همان روز در ساعت 10 بعد از ظهر از سه جهت به قلقیلیا حمله کرد که با کمک اساسی نیروی زرهی به کلانتری سیطره یافت .
البته ، گارد ملی ، با همکاری روستاییان ، به این حمله پاسخ داد و آن را خنثی نمود که به ناامیدی و عقب نشینی وسایل نقلیه زرهی منجر شد. یک ساعت بعد ، حمله کنندگان با پیاده نظام تحت حفاظت وسایل نقلیه زرهی حمله نمودند ، پس از آن زمینه برای آتشباری توپخانه مهیا شد ، این حمله با شکست مواجه شد و دشمن پس از تحمل خساراتی ، عقب نشینی نمود ، مردم ، دریافتند که هدف این حمله ، کلانتری بوده است آنها نیروهای خود را افزایش دادند و تعداد زیادی از مدافعان را در آنجا بسیج کردند ، اما وقتی که توپخانه بازگشت و هواپیما در بمباران روستا و کلانتری شرکت نمود ، اهالی روستا متحمل تلفات شدیدی شدند .
همان زمان ، دشمن صهیونیستی برای بار سوم با شدت حمله کرد و توانست کلانتری را اشغال کند ، سپس به پیشروی در خیابان ادامه دادو به طرف خانه ها و مردم تیراندازی کرد .
در این قتل عام نزدیک به هفتاد نفر از اهالی این روستا و روستاهای همسایه که برای کمک خواهی آمده بودند شهید شده و زیان های مادی زیادی ایجاد شده بود .
واحدی از ارتش اردن مستقر در منطقه ای نزدیک قلقیلیه مستقر بود که برای کمک به مقابله با این حمله رفت اما با مین های کاشته شده صهیونیستی ، مواجه شد ، خساراتی متحمل شدند ، توپخانه اردن دشمن را گلوله باران کرد و خساراتی به دشمن وارد ساخت ، سپس صهیونیست های آن زمان روستا را ویران کرده و رفتند .
پایان بخش چهارم