گاز صهیونیستی بین رقابت و مقاومت ( بخش اول )

مرکز برنامه ریزی و مطالعات استراتژیک البدیل – 1/1/2018
تهیه شده توسط اسلام ابو العز – پژوهشگر متخصص امور خاورمیانه
خلاصه اجرایی
لازم به یادآوری نیست که انرژی ، در دهه های گذشته به عنوان پایه مادی بسیاری از درگیری های خاورمیانه بوده است . بنابراین کشفیات گاز در دریای مدیترانه تمرکز اصلی این درگیری ها بوده است . بعضی از کارشناسان معتقدند که کشورهایی که در این فضای جغرافیایی قرار دارند ، صحنه درگیری های سیاسی و نظامی بوده است . از یک مبارزه برای آینده جریان انرژی از این کشورها به مصرف کنندگان در سراسر جهان مانند سوریه ، لبنان و نوار غزه بوده است .
علاوه بر بقیه سواحل فلسطین اشغالی که تمام سیاستمدار و اقتصاددان از آغاز هزاره جدید به عنوان « گنج استراتژیک اسرائیل » آن را نامیدند ، نه تنها نیازهای شهرک سازی و کارخانه های انرژی را تامین می نماید ، بلکه تضمین می نماید که تل آویو به عنوان مرکز صادرات گاز در این منطقه نه تنها به عنوان یک منبع بلکه به عنوان یک کنترل کننده بازار انرژی و تاثیرات سیاسی آن باشد ، اینطور بود که قدرت عمده منطقه ای باقی ماند که جدا از حمایت آمریكا است ، بر اساس مبانی اقتصادی كه ساختار موجودیت ، رژیم صهیونیستی را در آینده تغییر می دهد .
مقدمه
در سال 2004 ، نوام چامسکی ، فیلسوف ، مورخ و نظریه پرداز سیاسی ایالات متحده، درباره حمله نفتی عراق به نفت گفت ، بدون نفت ، خاورمیانه نمونه ای از همزیستی و صلح می بود ؛ این یک برکت و لعن برای کشورهای منطقه است. ، که از آن زمان تا زمان حاضر شکلی از درگیری های در حال وقوع را ایجاد نموده است ، حتی سبب تقسیم بین قدرت های استعماری شده ، و یا از آغاز سیطره ایالات متحده در آن بوده است .
این سبب شده است که منابع انرژی و سیاست هایش نسبت به حامل های اصلی ، که سیاست های منطقه را تغییر می دهند ، و بازگشت به آغاز اکتشافات نفتی خلیج فارس و رونق تولید اقتصادی و پیامدهای سیاسی آن تعیین کننده باشد ، به عنوان مثال تقویت استبداد ، حضور نظامی در این منطقه از هنگام جنگ خلیج فارس ، من می ترسم که حتی پس از پایان نفت در این منطقه ، باز هم درگیری ها در اطراف یکی دیگر از منابع انرژی ، حتی باد باشد ، شانس خاورمیانه مانند شانس مغازه دار می باشد که با مرگ دیگران خوب است .
دیدگاه قبلی چامسکی این است که انرژی ، به ویژه نفت و گاز ، ستون سیاست در منطقه است ، عامل اصلی در تعامل با غرب و میان آنها و همچنین اثرات اجتماعی داخلی این کشورها است که شامل ارتفاع و تفاوت سطح معیشت و غیره بر خلاف کشورهای خلیج فارس است . گاز مدیترانه دارای اهمیت استراتژیک در یک دهه گذشته بوده است که باعث می شود که موتور سیاست در منطقه پس از نفت کشورهای خلیج فارس باشد .
اکتشافات گاز از دهه نود در مدیترانه خصوصا شرق آن ، اثرات سیاسی و اقتصادی خود را بر تعدادی از کشورها در منطقه قرار داد که در راس آن مصر، فلسطین اشغالی ، لبنان ، سوریه ، ترکیه ، قبرس و یونان بود ، خصوصا از آنجایی که ذخایری در چند سال اخیر اعلام شده است ، در سطح مصرف داخلی و جهانی و قیمت یا در سطح فروش و خرید بین کشورهای منطقه نوسان و تاثیراتی مهم ، داشته است .
به عنوان مثال ، تا همین اواخر ، مصر گاز را به رژیم اسرائیل صادر می نمود . پس از راه اندازی چاه های گاز در دریای مدیترانه به طرف مصارف اقتصادی ، گاز مصر برای رژیم غیرضروری شد و مصر به طور فزاینده ای نیاز به افزایش تقاضای داخلی برای گاز داشت پس برای وارد کردن گاز از چندین حکومت مانند رژیم صهیونیستی نیازمند بود ، که از آشفتگی اقتصادی ، سیاسی و امنیتی در مصر سود می برند تا خود را به عنوان ، یک منبع پایدار گاز طبیعی معرفی نمایند که بر خلاف دومی بود .
در خطوط ذیل ، ما به آینده ” گنج استراتژیک اسرائیل ” بین خطرات ناشی از رقابت و مقاومت ، و ارتباط آن با سرعت توسعه رژیم اسرائیل ، خواهیم پرداخت که در چند سال گذشته به آن اتکا داشت ، که میدان های گاز توسط تل آویو تاج جواهر گاز مدیترانه از نظر مقدار ذخیره و تولید کنترل شده بود خصوصا با توجه به آغاز کشورها برای استخراج مشرف به فضای جغرافیایی حتی اگر ” متحدی ” مانند مصر باشد ، امکان دارد که رژیم اسرائیل تبدیل شده باشد به یک مرکز تجارت و حمل و نقل گاز ، اما این نیز بحث برانگیز است و دارای خطرات امنیتی می باشد ، حتی عدم سیر شرکت های بزرگ جهان با استراتژی انرژی در تل آویو به دلیل این خطرات و به خاطر صرفه اقتصادی آن است .
اکتشافات گاز همراه با تغییر کیفی اقتصاد صهیونیستی
از آنجا که اقتصاد صهیونیستی یک اقتصاد پولی و خدماتی است ، تولید در درجه اول ، به توسعه صنایع تکنولوژیکی و کامپیوتری متکی است . بر خلاف صنعت الماس ، صنایع نظامی و صنایع غذایی محدود ، رژیم اسرائیل تا وقتی کشف گاز در دریای مدیترانه وجود ندارد ، صنایع سنگین آن بر اساس نفت و معادن ندارد . اما کشف گاز در خاورمیانه امیدی برای تحول اقتصاد رژیم به اقتصاد روستایی و صنعتی ایجاد نمود .
تل آویو برآورد نمود میزان گاز کشف شده حدود 450 میلیارد متر مکعب است – حدود نیمی از دریا در ساحل لبنان و غزه – در کشورهایی که دارای بزرگترین ذخایر گاز در جهان هستند که باعث شده رتبه نهم را در جهان دارا باشد ، این به معنی تبدیل رژیم به یک قدرت عظیم و مسلط اقتصادی در خاورمیانه است به ویژه در صورتی که بخش معدن و نفت به عنوان یک مدل اقتصاد صنعتی به الگوی اقتصاد روستایی / صنعتی ، تبدیل شود ، این موضوع آن را در رتبه کشورهای مهم دنیا با توجه به میزان انرژی استخراج شده و بهره برداری شده از منظر صنعتی و صادراتی قرار خواهد داد .
سه مانع در مقابل تل آویو در سرمایه گذاری در گاز قرار دارد که تخمین زده می شود که عمر پایان آن 40 سالگی باشد . اول ، تعریف مرز دریایی و تقسیم مشترک گاز با کشورهای ذی ربط می باشد . دوم اینکه چگونه گازهای استخراج شده را به بازار عرضه کنیم و سوم ، حفاظت از ” گنج استراتژیک ” است .
نخستین مانع با قبرس و مصر رفع شد ، با تقسیم مراحل گاز همراه با سود در چاه های مشترک از طریق موافقت نامه های اقتصادی بین تل آویو و نیکوزیا که حل و فصل شده است . برای مصر ، پرونده گاز ، بین دو کشور یک سوال مهم درباره مسائل هدرروی و فساد است که از آغاز هزاره تا زمان حاضر ادامه داشته است . حکومت مصر در دوران حسنی مبارک مخلوع ، حقوق مصر را در گاز مدیترانه ای برای همیشه از دست داد تا اسرائیلی به صادر کننده گاز به مصر تبدیل شود گرچه تا سال 2012 عکس آن بود .
دیگر رقابت انحصاری نیست. مصر به عنوان مثال .
قابل توجه است که گاز شرق مدیترانه ، با وجود موفقیت های تل آویو و انحصار تا دو سال گذشته در انحصار استحصال ، از آنچه که قرار بود چاه های بسیار پر تولید و بازاریابی برای آن در جهان باشد ، انجام شود ، این بدان معنی است که به ، سازنده ترین و بازاریاب در سطح جهان تبدیل شد ، همزمان ، کشورهای دیگر ساحل با همان رویه یا آهسته تر این اقدام را انجام دادند که به توجه به اهمیت فضای جغرافیایی شرق استراتژیک گاز
مانند لبنان و سوریه است که به تازگی امضای قرارداد اکتشاف و استخراج را با حمایت ، قدرت های منطقه ای و بین المللی انجام دادند ، که دیگر در انحصار رژیم اسرائیل نباشد ، هر دو از لحاظ اصل تصدی، در دسترس بودن و کنترل ، و یا حتی در زمینه های کنترل نیز اینطور بود .
اما حتی در سطح شرکت های بزرگ و نهادهای نفتی که در این زمینه حضور دارند، چاه های رژیم رشته های خارج از قدرت رژیم هستند مانند شرکت های اینی ، شل ، بی بی و توتال .
حتی شرکت های چینی و روسیه دیگر به کار در زمینه های گاز پس از تأمین امنیت اسرائیلی با شروط بهتر نمی پردازند که قراردادهای مربوط به هزینه ، حمل و نقل و سود نمونه آن است ، و همچنین عوامل ایمنی ، که درباره رژیم اسرائیل محدود به امکان استفاده از سیستم های استخراج گازی ، در صورت وقوع هر گونه جنگ مسلحانه که رژیم بخشی از آن باشد ، این موضوع در جنگ سال 2006 و در جنگ سال 2014 ضد نوار غزه مطرح شده بود .
نمونه ای از نوسانات بازار گاز در منطقه و تاثیر اقتصادی و سیاسی آن بر کشورهای منطقه بیشتر از اکتشافات جدید اخیرا در مصر ، وجود ندارد ، مهمترین میدان گاز «زهر» است که در یک کشور بیش از 75 درصد از ذخایر گاز در چاه هایی است که تحت سلطه تل آویو است ، برغم کشف ذخایر گازی بزرگ در این منطقه برای سالها ، اما زمان کشف یا به طور خاص زمان اعلام این اثر تاثیر قابل توجهی به صحنه بازار انرژی در منطقه و شاید جهان داراست .
پایان بخش اول