گاز صهیونیستی بین رقابت و مقاومت ( بخش دوم و پایانی )

ذخایر اثبات شده از این کشف نه تنها نیازهای مصر را برای سالهای آینده تامین می نماید بلکه آنها را در دو دهه آینده در خط مقدم کشورهای صادر کننده گاز قرار می دهد . این یکی از عواملی می باشد که برای صنعت معادن رژیم اسرائیل که میدان های گاز مدیترانه ای شرقی تاسیس شده است بسیار خطر می باشد . این بخش براساس سرمایه گذاری مستقیم از بازرگانان است ، که به معنای بودن گاز در چارچوب قوانین بازار در داخل و خارج ، رژیم است .
اما با اکتشافات مصری جدید که درباره نحوه مدیریت ، قاهره در زمان حاضر و در آینده آشکار نمی باشد ، گاز اسرائیل ، که نتانیاهو آن را ” گنج استراتژیک اسرائیل ” توصیف نموده است ، نه فقط یک رقیب قوی را به دست آورده است ، بلکه دیگر گنج نیست و در چارچوب قوانین رقابتی است که ابتدایی ترین آن این است که ” کسی که مواد اولیه را دارد ، بر کالا حکومت می نماید ” .
بدیهیات بازار
در همان زمینه، باید تأکید نمود که بازار انرژی، به ویژه درباره گاز شرق مدیترانه ، به اصول اقتصادی نظیر قانون عرضه و تقاضا بستگی دارد . حتی با عرضه گاز داخلی تل آویو در سطح آتی ، این به اصل خودکفایی و تولید داخلی محدود می باشد .
اما در درک ” گنجینه استراتژیک” ، تا ، چند سال قبل ، بازار داخلی را از گاز اسرائیلی پوشش نمی داد اما یک مبنای اقتصادی مبتنی بر یک طرح سیاسی منطقه ای بود که رژیم صهیونیستی را در منطقه از منظر نیاز کشورهای همسایه و پایه ژئواستراتژیک آینده برای کسانی که در بازار انرژی کشورها و شرکت های بزرگ علاقه مند بودند تل آویو مرکز صنعت انرژی در منطقه و جهان باشد ، ادغام نمود .
اما آنچه حادث شد این بود که رقابت اجتناب ناپذیر بین آنها و آن دسته از کشورها مانند کشورهای دوست و متحد مانند قاهره و نیکوزیا ، حتی از حداقل بدتر شدن این دیدگاه آتی اسراییلی فراتر رفته است نه به این دلیل که این کشورها و دیگران مانند اردن تعامل با گاز اسراییلی را از منظر اقتصادی یا سیاسی نپذیرفتند ، اما بازار انرژی جهانی و آینده دور به امید و آرمان های سیاستمداران تل آویو وابسته نیست .
علت آن است که این دومی ، تبدیل به نوعی وزنه مهم در این بازار برای ایجاد شرایط حتی در سطح تجارت کالای مهم مانند گاز نشد که ذخایر بزرگ آن را تحت سلطه دارد ، در کنار اکتشافات جدید و پیش بینی شده در آینده نزدیک در همه کشورهای شرق مدیترانه شرق ، مانند متحدان تل آویو که شرکت های بزرگ آن را به عنوان فرصت های امن تر و ارزان تر نسبت به رفتن به ماجراجویی برای تعامل با اسرائیل با تمام پیچیدگی های اقتصادی و امنیتی موجود می دانند که امکان دارد در آینده افزایش یابد .
خطر رقابت با ” متحدین ” که علیرغم تمام موافقت نامه ها و ترتیبات که به تل آویو تحمیل شده است ، مبانی بازار باعث شده است که بازیگران بزرگ در این زمینه بخصوص شرکت های نفتی بزرگ تر ، سرمایه گذاری های آینده را در مصر و قبرس ترجیح دهند بدون رژیم اسرائیل ، پس ، لبنان ، سوریه و غزه خارج از ” تسویه های گازی ” هستند که باعث شد تا تل آویو آن را امضا کند و به این ترتیب این کشورها قراردادهایی را با شرکت های چینی ، روسیه و بین المللی امضا نمودند تا گنجینه اسرائیلی بدون هیچ گونه ارزش انحصاری باشد .
درباره غزه ، از دهه 1990 ، رژیم اسراییل درباره استخراج حکومت فلسطین که ارزش آن بیشتر از 6 میلیارد دلار از چاه های گاز در ساحل غزه بود ، وقت کشی نمود که چند سال قبل اسرائیل شروع به استحصال و سرقت آن نموده بود .
“گنج استراتژیک اسرائیل ” – به عنوان هدف مقاومت
در اینجا ، گنج استراتژیک اسرائیل که اکنون تحت محاصره اقتصادی قرار دارد میان بدیهیات اقتصادی است که اندک استراتژیک توصیف شده و خطرات امنیتی در چارچوب مصالحه های سیاسی و نظامی مانند گاز نوار غزه می باشد و قبل از آن ، حوزه های گاز صهیونیستی به اهدافی برای مقاومت تبدیل شده اند . همانطور که مجتمع های صنعتی، خدماتی و تفریحی در شمال رژیم هدف موشک های مقاومت لبنان بود که پایان جنگ سال 2006 اینطور بود که در آن حیفا مهمترین بندر اقتصادی این رژیم گلوله باران شد .
از سال 2012 ، وقتی که تل آویو برای اولین بار توسط موشک مقاومت فلسطینی از غزه و در جنگ سال 2014 موشک باران شد، جایی که موشک ها مقاومت همه فلسطین اشغالی را در تیررس قرار داد .
بین سال های 2000 تا 2014 ، دو نقطه عمده تبدیل شده است : موشک باران ناو هواپیمابر ساعر 5 توسط یک موشک زمین به دریا در جنگ ژوئیه 2006 و موشک باران سکوی دریایی ” نوعا ” با دو موشک از غزه قبل از سال 2014 به عنوان افزایش تنش توسط مقاومت قبل از آتش بسی که آن زمان انجام شده بود .
نخستین نقطه عطف در سال 2006 بود که رژیم صهیونیستی درباره ، به خطر فکندن نیروی دریایی خود توجه نکردند که از هنگام نابودی ناوشکن ایلات در آستانه جنگ 1967 ، بی سابقه بود ، اما آنها را نیز هشدار داد که تاسیسات میدان های گازی نیز در معرض خطر هستند و در محدوده مکان کاوش سابق مقاومت می نمایند. این نقطه عطف دوم بود که ثابت نمود که تمامی روش های تامین امنیت تاسیسات نفتی پس از جنگ ژوئیه تا سال جاری 100٪ از منظر پیشگیری تضمین شده نبوده است .
از سال 2006 ، حفاظت از تاسیسات نفتی در ساحل فلسطین اشغالی و در ساحل دریا شامل حفاظت از تمام جبهه داخلی رژیم اسراییلی بود که میلیاردها دلار هزینه را پس از پایان جنگ ژوئیه تحمیل نمود . رژیم برای ایجاد تاسیسات نفتی خود در دریا با تشکیل یک نیروی دریایی ویژه کوشید که 3 مرحله را گذراند . نیروهای قورباغه های انسانی ، قایقهای تندرو و هواپیماهای بدون سرنشین و دخالت در محدوده کار گارد ساحلی ، مرحله دوم با مشارکت آمریکا بود و هدف آن کنترل تردد کشتی ها در نزدیکی ساحل غزه بود تا اطمینان حاصل شود که قاچاق اسلحه انجام نخواهد شد .
حفاظت از تاسیسات عملیاتی نفت شامل 3 سنسور ماهواره ای بود که پیشرفته ترین آنها همکاری ایالات متحده با هدف حفظ منافع شرکت های نفتی آمریکایی در رژیم بود . نیروی حفاظت از تاسیسات دریایی نفتی گسترش یافت تا مستقل از نیروهای گارد ساحلی باشد این بالاترین مراحل توسعه در زمینه حفاظت دریایی جنگی بود .
اولا این نیروی ویژه دریایی بخشی از ریاست ستاد ارتش دشمن با توصیه های وزارت امور استراتژیک بود و حوزه آن را گسترش داد تا آب های بین المللی را از صیدا و صور در لبنان به شمال تا جنوب در رفح پوشش دهد . نیروی شامل چهار فروند آمریکایی است که به ویژه برای نیروی ویژه اسرائیل طراحی شده اند ، مجهز به سیستم دفاع موشکی شبیه به سیستم دفاع موشکی در ناوهای هواپیمابر ایالات متحده و هجومی برای حملات پیشگیرانه برای اهداف دریایی یا ساحلی مانند مراقبت ، شناسایی ، رصد و هشداردهنده زودهنگام است .
حداقل بهره وری از شریک آینده . عربستان سعودی
در مقابل این خطرات و موانع امنیتی و اقتصادی ، تل آویو تنها بازارهای ” متحدینش ” در قاهره ، عمان و ریاض برای فروش گاز خود را دارد . سایمون هندرسون سه مسیر را برای حفظ حداقل سود حاصل از گنجینه آن را که دیگر استراتژیک نیست ، معرفی نموده است . به عنوان یک شریک منحصر به فرد که البته مانند شرکای دیگر به استراتژی ها و مکانیسم های بازار انرژی منوط است ، اما با فرصتی برای اینکه گاز یکی از محور های همکاری و برخورد اخیر بین کشورهای عربی و تل آویو ، بر خلاف عمان و قاهره مانند عربستان باشد .
صرف نظر از صادرات گاز “لیویتان” به اردن، یکی از گزینه های مصری واقعی تر برای رژیم اسراییل است . از نظر پولی ، شرکت “نوبل” بدون شک تبدیل گاز به گاز طبیعی مایع برای صادرات به جای فروش آن در بازار داخلی و پیوستن آن به خط مصر ترجیح می دهد .
به گزارش وال استریت ژورنال ، وزیر انرژی ، صنعت و معادن سعودی ماه مه به خبرنگاران گفت که علاقمند به گاز مدیترانه برای جایگزینی نفت به عنوان سوخت برای تولید برق است ، و این نشان می دهد که یک روز گاز اسرائیل امکان دارد پایان یابد عربستان سعودی از طریق یک کارخانه مصری گاز مایع از (LNG) و با توجه به اطلاعات و به توجه به ارتباطات نظامی و اطلاعاتی بین مصر و رژیم اسرائیل ، انجام شود .
مصر بهترین انتخاب سیاسی است . گرچه منابع دیپلماتیک آمریکا در زمان حاضر در خاورمیانه ضعیف هستند ، همکاری های گاز طبیعی از متحدان ایالات متحده در منطقه ، سود می برد و بسیار مفیدتر از ابتکارات صلح در سطح بالا است .
خاتمه و نتیجه
تدابیر لازم برای محافظت از تاسیسات نفتی رژیم اسرائیل در دریا برای گذر از سیستم گنبد آهنین و خواهران آن ، موفقیتی نداشت . تفاوت این است که با شدت عمیقی که عمق رژیم اسرائیل را به عنوان هدف موشک های مقاومت آزمایش واقع شد ، آزمایش نشده است . موضوع موشک باران سکوی ” نوعا ” را می توان اینطور تفسیر نمود که برگ برنده آخرین افزایش تنش مقاومت با ددمنشی بمباران اسرائیلی در غزه در اواخر روزهای جنگ 2014 است .
اما یک نشانه مهم وجود دارد که مقاومت می تواند موشک های خود را به ” گنجینه های استراتژیک ” رژیم اسرائیل در هر تنش جنگی آینده هدایت نماید ، به ویژه از سال آینده ، اسرائیل 50 درصد از توانایی های خود در زمینه مناطق دریای مدیترانه خود را کسب خواهد نمود . پس نیازمند ” آرامش نسبی ” در شرق مدیترانه ، نه تنها برای منافع اسرائیل ، بلکه برای بازار انرژی اروپا است که ذخایر شرق مدیترانه را بعنوان یک جایگزین اختیاری برای گاز روس می داند .
مقاومت امکان دارد همان رویکردی را که رژیم صهیونیستی نسبت به گاز نوار غزه دارد را انجام دهد و به علت ، محاصره و جنگ های پی در پی صهیونیستی برای 15 سال هدف بهره برداری قرار نگرفته است ، نداشته باشد و هیچ شرکتی قادر به حفاری در یک محیط که در آن جنگ ها هر دو سال یا کمتر می بادشد ، نباشد ، بدین معنی است که مقاومت امکان دارد این معادله را در این زمان به طرف گاز رژیم اسرائیل یا معادله طولانی مدت در هر دو طرف را با آرامش جنگی در مقابل بندر و رفع محاصره گاز غزه که به خاطر اشغالگری بهره برداری نشده است ، اجرایی نماید .
این حتی در زمینه توافق جامع سیاسی با توافق منطقه ای است که شرکت های بین المللی نفت برای سرمایه گذاری بلندمدت جذاب نیستند زیرا در این شرایط ، عامل خطر است که این شرکت ها نمی توانند حل نمایند، به جای اینکه فاکتور ایمنی سرمایه گذاری موجود در سایر مناطق باشد .
عموما ، ” گنج استراتژیک اسراییل ” گنج توصیف نمی شود و استراتژیک به خاطر کشف گازهای بیشتر و دارای امنیت اقتصادی در کشورهای دیگر و خودداری شرکت های مهم از سرمایه گذاری آتی در حوزه های گازی اسراییلی که به آن مولفه امنیتی افزوده می شود حتی برخی نیز معتقدند گاز اسراییل به مثابه ” پاشنه آشیل ” در زمان هر جنگی است که تل اویو یکی از طرف های آن باشد .